محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
مقدمهء مصحح 36
آثار عجم ( فارسى )
پى جهاد امام شهيد با دل ريش * نمود تكيه چو از بىكسى به نيزهء خويش . . . به نقش و نظم تو فرصت خدا ببخشايد * به حشر اگر چه گناهت ز كوه باشد بيش « 1 » و تصويرى نيز از معتمد الدوله و پسرش احتشام الملك ساخته است كه با شعرى همراه است : تبارك الله از اين صفحهء خجسته مثال * كه كلك صنع نبندد دگر چنين تمثال . . . ز خامه هنر و طبع نغز ، فرصت ، ساخت * هم اين نگارش صورت هم اين خجسته مقال « 2 » پيوند نقاشى و صورتگرى فرصت با شعر او ، سبب ايجاد غزلهايى خاص شده است كه فرصت در آنها ، تصوير معشوق را با خيالات شاعرانه ارائه مىدهد و موفق به عرضهء ابتكاراتى تازه مىشود « 3 » : خواهم كه در صورتگرى ، نقش دهانش را كشم * گو در سخن آيد لبش تا من نشانش را كشم سازم مثال روى او و آنگاه مشكين موى او * آرى كنم نقش آتشى ، آنگه دخانش را كشم از بهر آن كايد همى بادام با شكر نكو * زانرو ، من اول چشم او ، آنگه دهانش را كشم گفتم كشم چون ابرويش بستانم از وى در عوض * بوس از لب لعلش ولى مشكل كمانش را كشم رنگ لبش نقش خطى ، خواهم كه سازم با قلم * شنجرف كو ، زنگار كو تا اين و آنش را كشم
--> ( 1 ) . همانجا ، ص 446 . ( 2 ) . همانجا ، ص 426 - 425 . ( 3 ) . دربارهء نقاشى فرصت ، رجوع شود به ايرج افشار ، هنر و مردم ، شمارهء 104 ، دورهء جديد ، 1350 ، ص 8 - 7 . ( دربارهء پردهء نقاشى شيراز ، كار فرصت الدوله ) .